در حال بارگذاری صفحه ...
Back Icon
Settings Icon
Message Icon
Search Icon
Profile
دنیای اقتصاد Verified Icon ۱ ساعت پیش
خنثی در یک هفته در انتظار نتیجه Progressing
بورس تهران

سیاست خارجی آمریکا در برزخ فردای ترامپ کسری غفوری روشن است که الگوهای سنتی روابط بینالملل دیگر راهنمای مطمئنی برای شناخت رفتارهای ترامپ نیستند. همین ابهام و پیشبینیناپذیری، همزمان فرصتها و خطرات بزرگی پیش پای مدعیان ورود به کاخ سفید در دوره بعد میگذارد. تمایل ترامپ به تخریب پیش از این نیز آشکار بود، اما در فاصله دو سال تا انتخابات ریاستجمهوری، این خوی ویرانگری سازوکار شناختهشده «نظریه پاندول» را نیز از کار انداخته است؛ نظریهای که دههها ابزاری کارآمد برای پیشبینی فراز و فرود سیاست خارجی ایالات متحده به شمار میرفت. از دوران ریچارد نیکسون و جیمی کارتر، بیشتر رؤسای جمهور کوشیدند خطاهای بزرگ سلف خود را، حتی گاه به شکلی اغراقآمیز، جبران کنند. امروز اما این نظریه کارایی خود را از دست داده است، زیرا ترامپ در جهتهایی کاملاً پیشبینیناپذیر نوسان میکند؛ همان رفتاری که نشریه اکونومیست آن را به حرکت کور و مهارناپذیر یک گوی تخریب تشبیه کرده است. او هنگام اعمال فشار بر اوکراین برای سازش با روسیه، رفتاری کاملاً واقعگرایانه و متکی بر منطق زور در پیش میگیرد. در ونزوئلا شیوه اعمال نفوذ نیابتی او حتی امپریالیستهای قرن نوزدهم را شگفتزده میکند. او کمونیسم را تهدیدی برای آمریکا میداند، اما همزمان شی جینپینگ، رهبر چین را دوست خود میخواند. در واقع همانطور که اکونومیست اشاره میکند، تنها نقطه اتکا در این منظومه رفتاری، میل سیریناپذیر به برهم زدن نظم مستقر است.

Comment0

نظرات